⏱ این مطلب چقدر از وقت شما را میگیرد؟
حدود 6 دقیقه
مقدمه: زلزلهای در قلب صنعت نیمههادی و هوش مصنوعی
در تحولی چشمگیر که پیامدهای عمیقی برای آینده رقابت در حوزه هوش مصنوعی مولد (Generative AI) و ساخت تراشههای پیشرفته خواهد داشت، ساچین کتی (Sachin Katti)، مدیر ارشد فناوری و هوش مصنوعی (Chief AI & Technology Officer) شرکت اینتل (Intel)، رسماً به OpenAI پیوست. این انتقال، که در میانهی رقابت نفسگیر برای تسلط بر زیرساختهای محاسباتی مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) رخ داده است، نشاندهنده اهمیت روزافزون تواناییهای سختافزاری در پیشبرد مرزهای هوش مصنوعی است.
این سند به بررسی جزئیات این خروج استراتژیک، تأثیرات آن بر هر دو شرکت، و چشمانداز آینده رقابت در بازار تراشههای هوش مصنوعی میپردازد.
بخش اول: جزئیات انتقال ساچین کتی
۱.۱. نقش جدید در OpenAI
ساچین کتی، که سابقهای طولانی در مهندسی و رهبری تکنولوژیک در اینتل داشت، اکنون به تیم OpenAI ملحق شده است. وظیفه اصلی او در این سازمان نوظهور، تمرکز بر توسعه زیرساختهای محاسباتی حیاتی OpenAI خواهد بود.
این نقش فراتر از مدیریت صرف است؛ زیرا OpenAI به سرعت در حال تبدیل شدن به یک ابرقدرت محاسباتی است که نیازمند طراحی، بهینهسازی و مقیاسدهی زیرساختهایی است که بتوانند آموزش و اجرای مدلهای هوش مصنوعی با میلیاردها پارامتر را پشتیبانی کنند. تخصص کتی در معماریهای تراشه و مقیاسبندی مراکز داده برای این هدف بسیار ارزشمند تلقی میشود.
۱.۲. تأیید رسمی و واکنشها
گرگ براکمن (Greg Brockman)، یکی از بنیانگذاران و رئیس OpenAI، این خبر را تأیید کرد. پیوستن چهرههای کلیدی از شرکتهای سختافزاری سنتی به OpenAI، نشاندهنده تعهد این شرکت به مالکیت و کنترل کامل بر زنجیره تأمین سختافزاری خود است.
بخش دوم: تحولات در ساختار رهبری اینتل
خروج کتی یک خلأ قابل توجه در بالاترین سطح رهبری تکنولوژیک اینتل ایجاد کرده است، بهویژه در بخشی که مستقیماً مسئول پیشبرد استراتژی هوش مصنوعی این شرکت است.
۲.۱. مدیریت موقت و عدم قطعیت جانشینی
به دنبال این خروج، لیپ-بو تن (Pat Gelsinger)، مدیرعامل اینتل، مسئولیت مدیریت موقت بخش فناوری و هوش مصنوعی (Technology and AI Group) را نیز بر عهده گرفته است.
این اقدام نشاندهنده جدیت اینتل در حفظ ثبات در این بخش حیاتی است، اما همزمان، موضوع جانشین دائمی کتی به یک مسئله باز تبدیل شده است. جانشین کتی هنوز مشخص نیست، و این امر ممکن است بر سرعت اجرای برخی برنامههای بلندمدت اینتل در حوزه تراشههای هوش مصنوعی تأثیر بگذارد.
۲.۲. موضعگیری رسمی اینتل: هوش مصنوعی همچنان اولویت است
با وجود این جابهجایی مدیریتی، اینتل تلاش کرده است تا اطمینان دهد که استراتژی اصلی شرکت دچار انحراف نخواهد شد. این شرکت تأکید کرده است که هوش مصنوعی اولویت اصلی آنها باقی میماند و تیمهای باقیمانده بر اجرای نقشه راه محصولات خود متمرکز هستند.
این تأکید بر اجرای نقشه راه، بهویژه در زمینه معرفی پردازندههای جدید مانند سری Gaudi (تراشههای تخصصی هوش مصنوعی) و معماریهای جدید CPU، برای حفظ اعتماد سرمایهگذاران ضروری است.

بخش سوم: معمای تراشههای هوش مصنوعی و رقابت با انویدیا
انتقال کتی به OpenAI باید در بستر رقابت شدید و تحولات استراتژیک در بازار سختافزاری هوش مصنوعی مورد بررسی قرار گیرد.
۳.۱. چالشهای اینتل در رقابت با انویدیا
اینتل در سالهای اخیر در رقابت تراشههای هوش مصنوعی با پیشتاز بازار، انویدیا (NVIDIA)، با مشکلاتی مواجه بوده است. در حالی که انویدیا با معماریهای هوشمند خود (مانند H100 و A100) عملاً یکهتاز بازار آموزش مدلهای بزرگ است، اینتل و AMD تلاش میکنند تا سهمی از این بازار بسیار سودآور را به دست آورند.
این فاصله عملکردی، فشار عظیمی بر رهبری اینتل وارد کرده است تا بتواند محصولاتی با عملکرد نزدیک به تراشههای انویدیا عرضه کند.
۳.۲. استراتژی OpenAI: کاهش وابستگی و ساخت تراشه اختصاصی
OpenAI، به عنوان بزرگترین مصرفکننده سختافزار هوش مصنوعی جهان، بیش از هر شرکتی به منابع محاسباتی نیاز دارد. وابستگی کامل به انویدیا و تا حدی AMD، ریسکهای تجاری و استراتژیکی به همراه دارد.
- نیاز به مقیاسپذیری: آموزش مدلهای آینده نیازمند هزاران (و احتمالاً میلیونها) واحد پردازش شتابدهنده (Accelerator) است.
- هدف استراتژیک: OpenAI قصد دارد با طراحی و ساخت تراشههای اختصاصی خود (In-house Chips)، کنترل بیشتری بر هزینه، معماری و زمانبندی تولید داشته باشد. این امر به آنها امکان میدهد تا سختافزار را دقیقاً برای نیازهای مدلهای خود بهینهسازی کنند.
۳.۲.۱. همکاری با برودکام و زمانبندی
گفته میشود که اولین تراشه اختصاصی OpenAI در سال ۲۰۲۶ و با همکاری نزدیک با شرکت برودکام (Broadcom) رونمایی خواهد شد. این همکاری احتمالاً بر روی اجزای کلیدی مانند اتصالات پرسرعت (مانند تراشههای اتصال دهنده یا Co-packaged Optics) متمرکز خواهد بود که برای مقیاسدهی کلاسترها ضروری هستند.
هدف اصلی این پروژه، کاهش وابستگی به انویدیا و AMD است، که این امر به معنای رقابت مستقیمتر برای اینتل و شرکای آن در حوزه تأمین زیرساختهای هوش مصنوعی در میانمدت خواهد بود.
بخش چهارم: اعترافات و تمرکز مجدد اینتل
خروج مدیر ارشد هوش مصنوعی اینتل، یادآور اعترافات صریح مدیرعامل این شرکت در مورد وضعیت فعلی است.
۴.۱. عقبماندگی در مسابقه هوش مصنوعی
لیپ-بو تن، مدیرعامل اینتل، پیشتر اذعان کرده بود که این شرکت در رقابت هوش مصنوعی عقب افتاده است. این اعتراف نه تنها در مورد تراشههای مجزا (مانند GPUهای هوش مصنوعی)، بلکه در مورد زمانبندی کلی برای ادغام قابلیتهای پیشرفته در کل پورتفولیوی محصولات، صدق میکند.
۴.۲. تمرکز مجدد بر پردازندههای کامپیوتری (PC Processors)
در پی این عقبماندگی، و برای تأمین منابع لازم برای رقابت در عرصه هوش مصنوعی، اینتل اعلام کرده است که باید مجدداً روی پردازندههای کامپیوتری (CPU) خود که کسبوکار اصلی آنهاست، تمرکز کند. این تمرکز شامل بهبود معماریهای x86 و همچنین معرفی فناوریهای جدید مانند تراشههای مبتنی بر معماری کاستل (Castell) برای بهرهگیری بهتر از هوش مصنوعی در سطح دستگاه (On-Device AI) میشود.
اگرچه این استراتژی برای حفظ بازار سنتی ضروری است، اما اینتل باید همزمان با حفظ این حوزه، منابع کافی را برای جهش در بازار شتابدهندههای هوش مصنوعی تخصیص دهد.

بخش پنجم: تحلیل تأثیر استراتژیک انتقال
انتقال ساچین کتی از اینتل به OpenAI یک رویداد منفرد نیست، بلکه نمادی از جابهجایی نیروها در اکوسیستم تکنولوژی است.
۵.۱. ارزشگذاری تجربه در OpenAI
OpenAI نیازمند افرادی است که بتوانند مشکلات مهندسی مقیاسپذیری را حل کنند—مسائلی که اینتل روزانه با آنها دست و پنجه نرم میکند. دانش کتی در مورد چالشهای ساخت، بستهبندی (Packaging)، و تولید انبوه تراشههای پیشرفته، مستقیماً به برنامه OpenAI برای ساخت تراشههای سفارشی کمک خواهد کرد.
۵.۲. تأثیر بر فناوری ساخت (Foundry Business) اینتل
اینتل نه تنها یک طراح تراشه، بلکه یک سازنده (Foundry) نیز هست. خروج یک مدیر ارشد کلیدی در حوزه فناوری میتواند اعتماد مشتریان آینده در کسبوکار ریختهگری اینتل را که برای موفقیت بلندمدت حیاتی است، تحتالشعاع قرار دهد. اگرچه کتی مستقیماً بر کسبوکار ریختهگری نظارت نمیکرد، اما دیدگاه او در مورد نوآوریهای آینده معماری، بخشی از جذابیت کلی اینتل برای مشتریان ریختهگری بود.
۵.۳. پیامد آینده رقابت محاسباتی
این حرکت نشان میدهد که شرکتهای پیشرو در هوش مصنوعی، دیگر صرفاً خریدار محصولات آماده نخواهند بود؛ بلکه میخواهند نقش فعالتری در طراحی سختافزار خود ایفا کنند. این امر رقابت را از سطح «بهترین تراشه آماده» به سطح «بهترین معماری سفارشی» تغییر میدهد.
در این معادله، OpenAI با آوردن مهندسان سختافزار کلیدی، قصد دارد فاکتور بهینهسازی را به حداکثر برساند.
نتیجهگیری: دورنمای رقابت در عرصه تراشههای هوش مصنوعی
خروج ساچین کتی از اینتل و پیوستن او به OpenAI، شاهدی بر این واقعیت است که استعدادهای برتر مهندسی در حال مهاجرت به سوی جایی هستند که بیشترین تأثیر را بر آینده فناوری خواهند گذاشت.
برای اینتل، این خروج یک زنگ خطر جدی است و نیاز به سرعت بخشیدن به جایگزینی رهبر از دست رفته و اطمینان از اجرای بدون نقص نقشه راه محصولات موجود دارد. در مقابل، برای OpenAI، این یک گام استراتژیک به سوی استقلال سختافزاری و کنترل کامل بر زیرساختهای محاسباتی مورد نیاز برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی نسل بعدی است که میتواند توازن قدرت در اکوسیستم هوش مصنوعی را در سالهای آینده تغییر دهد.
